| ||||
| ||||
فوتبال امروزه علاوه بر خاصیت سرگرمیای که در گذشته داشته است، به عنوان یکی از ورزشهای پردرآمد و سرمایه ساز مطرح شده است.
به گزارش خبرنگار سرویس ورزشی «فردا» در گذشته افراد به فوتبال فقط به عنوان یک سرگرمی نگاه میکردند. اما فوتبال امروزه در تمام ابعاد زندگی اجتماعی افراد وارد شده است. به طوری که در کشور خودمان هرگاه افراد برای اولین بار به هم میرسند یکی از اولین سوالاتی که از یکدیگر میپرسند این است که قرمز هستی یا آبی؟
فوتبال ایران برای سالها تنها همین دو قطب برتر را داشت. تمام رسانهها تنها به حاشیههای این دو تیم میپرداختند و اخبار این دو باشگاه در صدر اخبار ورزشی ایران قرار داشت.
باشگاه استقلال در سال ۱۳۲۴ با نام دوچرخهسواران بنیانگذاری شد و پس از ثبت باشگاه به نام پرویز خسروانی، نام آن با تصویب هیئت مدیره در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۲۸به تاج تغییر یافت و پس از وقوع انقلاب باشگاه استقلال نام نهادهشد.
استقلال از آغازش تا امروز، آبی میپوشد رنگ آبی یکی از نمادهای این باشگاه به شمار میرود و این رو آبیپوشان یکی از لقبهای باشگاه است.
از سوی دیگر باشگاه ورزشی پرسپولیس در دی سال ۱۳۴۲ به دست علی عبده بنیانگذاری شد. این باشگاه در اصل در بولینگ و چند ورزش دیگر فعال بود و یک تیم فوتبال در دسته دوم تهران داشت. مالک این باشگاه «شرکت سی.آر.سی» بود که به جز عبده، دو نفر دیگر از سهامداران آن بودند.
در آن سو، و در تاریخ 18 تیر 1346باشگاه شاهین که در دهه 40 بازیکنان زیادی در تیم ملی ایران داشت و در میان مردم محبوب بود، به دستور سازمان ورزش و تفریحات رسماً منحل شد. با رایزنیهای عبده با پرویز دهداری مربی شاهین و مسعود برومند سرپرست شاهین، بیشتر بازیکنان باشگاه شاهین به پرسپولیس پیوستند و باعث شهرت و محبوبیت آن شدند.
اولين بار فوتبال توسط انگليسی های مقيم ايران در تهران و بنادر كشور به راه انداخته شد. وزير مختار انگليس در ايران به منظور ايجاد حس رقابت در بازيكنان و جنبه رسمی دادن به بازي ها يك جام برای فوتبال تهيه كرد و اولين دوره رسمی رقابت های فوتبال در همان سال انجام شد كه البته در بازيهای تيم های انگليسی هيچ بازيكن ايرانی شركت نداشت.
طرح ایجاد دو تیم قرمز و آبی در فوتبال ایران در زمان گذشته از سوی انگلیسیها به ساواک پیشنهاد شد که ایران هم پذیرفت. آنها گفته بودند ما هم برای رسیدن به اهداف سیاسی و در نهایت سرگرمی مردم، در هر شهری از انگلیس یک آبی و قرمز تشکیل دادهایم. شاید این طرح در چهل سال گذشته با هدف سرگرمی برای مردم طرح خوبی بوده و اکنون هم بد نباشد، اما در حال حاضر با بالا رفتن سطح سواد عمومی و پیشرفت زندگی، دیگر نباید صرفا همان هدف را دنبال کند.
اکنون که جهان به سمت جلو حرکت میکند، هم زمان قواعد زندگی مردم نیز پیشرفت کرده و در کنار بحث سرگرمی باید به فکر ارتقای سطح فرهنگی اجتماعی این ورزش بود.
این روزها هم زمان با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مصاحبه ای در سایت مركز اسناد انقلاب اسلامی قرار گرفته و به تبع آن در رسانه های مختلف منتشر شد كه گفتگو با شخص مجهول الهویه مدعی همراهی امام در پرواز تاریخی انقلاب را در بر داشت. اما انتشار گسترده این مصاحبه و فاش شدن هویت این شخص زمینه ساز آن شد تا پشت پرده و شخصیت اصلی این فرانسوی همراه امام علنی شود. نكته جالب اینكه هویت این همراه امام سالیان سال مخفی بوده و به یكباره چنین ادعا می شود كه وی همان شخص مورد نظر آن هم ساكن ایران است!
به گزارش پرچم: این مصاحبه كه در حال حاضر از سایت مركز اسناد انقلاب اسلامی حذف شده است با توجه به تحقیقاتی كه صورت گرفته فرد مذكور مشكوك بوده و سابقه ای درخشان در ادعاهای عجیب و غریب و كلاهبرداری های سیاسی دارد.
در همین زمینه حمید دولت آبادی نویسنده معروف دفاع مقدس می نویسد: " اوایل دی ماه 1381 یعنی 7 سال پیش، "شاهرخ سلطان احمدی" خواهر زاده "کاظم اخوان" - خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که 14 تیر ماه 1361 همراه "احمد متوسلیان"، "تقی رستگار" و "سید محسن موسوی" در لبنان توسط نیروهای فالانژیست مزدور رژیم اشغال گر قدس به اسارت درآمد – گفت که "سید رائد موسوی" فرزند سید محسن، شماره تلفن فردی فرانسوی را داده که مدعی است اطلاعات جدیدی درباره 4 گروگان ایرانی دارد. آن طور که معلوم بود، "سید حسین موسوی" برادر سید محسن، در طرحی نو، این فرد فرانسوی را معرفی کرده بود. آن گونه که شاهرخ می گفت، نام این فرد "رضا باتااوش" بود. شماره تلفن همراه او را گرفتم و پس از چند بار تماس، موفق شدم با او که فارسی را تقریبا خوب صحبت می کرد، گفت وگو کنم. قرار شد عصر همان روز همدیگر را ببینیم. محل قراری که او تعیین کرد، در طبقه دوم یکی از لاستیک فروشی های نزدیک میدان سپاه (عشرت آباد) بود. این که چرا چنین جایی را برای دیدار تعیین کرد، برای خودم هم عجیب بود.
"ژرارد ژان فابین باتااوش"خبرنگار عکاس - نوفل لوشاتو پشت سر امام . . .
ادامه .. .
شنيده هاي موثق حاكي است در پي حضور گسترده نيروهاي وفادار به نظام و رهبري در مراسم22 بهمن كه باعث بهت و حيرت و عدم ابراز وجود نيروهاي وابسته به جريان فتنه شد اختلافاتي در ميان سردمداران هدايت پشت صحنه اين جريان انحرافي به وجود آمده است .
در همين ارتباط به پيشنهاد مهدي كروبي قرار است روزهاي آينده وي در نشستي با ميرحسين موسوي درباره علل افتضاح به وجود آمده و يافتن راهكاري براي آينده اين جنازه سياسي كه روي دست آنها باقي مانده است تدبيري بينديشند.
گفتني است طرفين تاكيد كرده اند رايزني براي ادامه كار مي بايستي ميان اين دو نفر باشد و از اخذ نظرات و مشورت با سيد محمد خاتمي به شدت پرهيز شود
در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.
به
گزارش روزنامه جوان، در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در
خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در
نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از
رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان
قديم (ارض موعود) وارد مى كند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
اگرچه ممکن است گفته شود طرح اینگونه سوالات ، زود هنگام است و به فضای سیاسی کشور که هنوز دستخوش پس لرزه های پس از انتخابات است اجازه نقاهت نمی دهد اما چه بخواهیم و چه نخواهیم تحرکات زیر پوستی از مدتها پیش شروع شده است و گزارش حاضر فقط درپی روایت آن است .
گروه ها و جناح های سیاسی معمولا انتخابات ریاست جمهوری را هدف گذاری می کنند و در واقع انتخابات شوراها و از آن مهمتر ، انتخابات مجلس عمدتا جنبه رصد اثبات گرایانه افکار عمومی ، وزن کشی و پیکره بندی ائتلافات را دارد. ضمن آن که با ترکیب مجلس می توان حدس زد که کار برای دولت بعدی راحت تر است یا سخت تر . این سخن به معنای تقلیل نقش قوه مقننه نیست بلکه اوج رقابت های سیاسی و به تعبیری ، نقطه عطف را در اختیارگیری قوه مجریه می داند .
ادامه . ..
به گزارش رهوا :کاریکاتوریست خارج نشین مطبوعات زنجیره ای از اخلاق طلبکارانه و دیکتاتورمآبانه محسن کدیور (یکی از 5 عضو اتاق فکر کذایی جنبش سبز در خارج) خبر داد و تصریح کرد شماری از اعضای سایت «جرس» از ادامه همکاری با این سایت منصرف شده اند.
به گزارش رهوا خانم م-س فاش کرد که : بعد از اینکه همسرم در یکی از عملیاتهای جنگ تحمیلی به شهادت رسید با یک فرزند درمانده و بی پناه برای رسیدگی به وضعیت زندگی و معاش خود به بنیاد شهید مراجعه کردم.
وی ادامه داد: هر بار که مراجعه می کردم با جواب سربالای مسئولان روبرو می شدم انها به من می گفتند از تو زودتر و جلوتر خیلی ها هستند و حالا حالا باید صبر کنی.
من آن زمان جوان و زیبا بودم و مثل الان تکیده نشده بودم یک بار مهدی کروبی را به طور ناگهانی و اتفاقی در راهروی بنیاد شهید دیدم و در همان فرصت پیش آمده از وی طلب کمک و یاری کردم.
م-س ادامه داد: مهدی کروبی به من گفت از رییس دفترم وقت بگیر تا شما را ببینم من هم نزد رییس دفتر او رفتم و به من برای هفته آینده وقت داد.
وی تاکید کرد: در هنگام ملاقات با مهدی کروبی او در ابتدا از وضعیت زندگی و چگونگی شهید شدن همسرم و همچنین بررسی پرونده و درخواست من پرداخت اما با گذشت زمان سئوالات و نگاه ها تغییر می کرد او از من سئوالات انحرافی می پرسید.
ادامه . . .


کوتاهی و مماشات هرگز...
با وجود آنکه این روزها برخی از عوام و عناصری که سر و کاری با اخبار و مسائل روزمره ندارند,بر این باورند که آتش فنته ی اغتشاشگران و سران آنها, رو به خاموشی گذاشته و این افراد در عزلت و انزوا, قرار گرفته اند, اما اخبار پیدا و پنهان, خبر از ادامه ی روند کودتای مخملین, توسط سران آزاد و خومختار کودتا دارد:
1-بیرون آمدن از مخفیگاه ها و گردنکشی برای نظام:
طی هفته ها و مخصوصا روزهای اخیر دیدارهای منظم سران کودتا(موسوی,کروبی و خاتمی) از حالت مخفی و غیر رسمی به جلسات علنی و رسمی تبدیل شده و اخبار و موضوعات و نقشه های مطرح شده و اظهارات تحریک کننده ی این افراد در جریان دیدارها,مرتبا از سوی رسانه های مرتبط با آنها,منتشر می شود.
ادامه . . .
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
متن کامل در ادامه ..............